هنر نه گفتن چیست و چگونه بدانید چه موقع نه بگویید؟

نه گفتن,نه,نه بگویید

از زمانی که شرکت ها کارکردهای متقابل و همکاری بیشتری را آغاز کرده اند ، مبادلات و درخواست های رسمی و غیررسمی ، بزرگ و کوچک که سمت من می آیند به شدت افزایش پیدا کرده است. آنها فقط از روسای مستقیم و هم تیمی ها نیستند بلکه از “مشتریان داخلی” در کل نمودار سازمانی نیز هستند. خواسته های ذینفعان خارجی ، خانواده ، دوستان و آشنایان و حتی گاهی افراد کاملاً غریبه را هم به این ها اضافه کنید. این درخواست ها مدام از طریق میزها ، از طریق تلفن ، ایمیل و پیام فوری ارسال می شوند و نیاز به نه گفتن و یا بله گفتن دارند!

ورودی ها واقعا دلهره آور است. و اکنون بیش از هر زمان دیگری ، موفقیت شغلی و رفاه شخصی شما به نحوه مدیریت آن ها بستگی دارد. نمی توانید به همه کس و همه چیز بله بگویید و همه کارها را هم به خوبی انجام دهید. وقتی انجام کارهای زیاد و در پاره ای از مواقع اشتباه را بپذیرید در واقع، وقت ، انرژی و پول خود را هدر می دهید و خود را از آنچه واقعاً مهم است منحرف می کنید. هنوز هم ، هیچ کس نمی خواهد همکاران یا دوستان خود را ناامید کند یا بدتر از آن ، فرصت های اصلی شغلی و زندگی را رد می کند.

بنابراین شما باید یاد بگیرید که چه موقع و چگونه باید نه و بله بگویید. نه گفتن حساب شده همیشه می تواند از شما محافظت کند و گفتن بله درست به شما امکان می دهد به دیگران خدمت کنید ، تغییر ایجاد کنید ، با موفقیت همکاری کنید و نفوذ خود را افزایش دهید. شما می خواهید به دلایل درست با نه گفتن در زمان های مناسب به شهرت برسید و همه بله ها را نیز واقعاً حساب شده بگویید.

چگونه آن را انجام دهید؟ طی دهها سال تحقیق درمورد با ارزش ترین و ضروری ترین کارمندان در صدها سازمان و شرکت بزرگ در نهایت چارچوبی را کشف کردم که به اعتقاد من کارساز است. و آن شامل سه بخش است:  سوال را ارزیابی کنید، یک نه منطقی ارائه دهید و یک بله بدهید که شما را برای موفقیت آماده کند.

بخش اول: سوال را ارزیابی کنید

هنگام انجام یک سرمایه گذاری مالی ، اکثر ما دقت کافی را انجام می دهیم – به دنبال اطلاعات بیشتر هستیم تا بتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم. وقتی به یک درخواست بله یا نه می گویید ، تصمیم می گیرید که منابع شخصی خود را در کجا سرمایه گذاری کنید ، بنابراین همان دقت نظر موارد مالی را نیز در انتخابتان (بله یا نه) به خرج دهید.

این کار با اصرار بر یک پرسش کاملاً مشخص شروع می شود. گاهی اوقات سوال نامفهوم است ، بنابراین شما را دچار سوء تفاهم می کند: در واقع بیشتر یا کمتر از آن است که به نظر می رسد ، یا شما را به یک مسیر اشتباه می فرستد. به همین دلیل است که باید با دریافت جزئیات مهم درباره درخواست ، به خود و پرسشگر کمک کنید. اگر در این روش مشارکت داشته باشید می توانید مهارت زیادی در واکنش پذیری داشته باشید. این بدان معنا نیست که شما با این سوال موافقت می کنید. این به سادگی نشان می دهد که شما نیازهای همتایان خود را جدی می گیرید ، خواه می خواهد جوابتان به آن ها منفی باشد یا مثبت.

شما باید سوال کنید و یادداشت برداری کنید ، و همه جنبه های درخواست ، از جمله هزینه ها و مزایا را روشن کنید. به یادداشت های دریافتی که وکلا ، حسابداران و پزشکان می نویسند فکر کنید – اسنادی که برای مراجعه خودشان تهیه شده اند تا جزئیات نیاز هر مشتری را تهیه کنند. اساساً ، شما به درخواست کننده کمک می کنید تا درخواست را در یک پیشنهاد تنظیم کند. این یادداشت باید سوالات زیر را پوشش دهد.

  • تاریخ و زمان امروز چیست؟ (این به شما کمک می کند تا روند پیشرفت پروژه را ردیابی کنید.)
  • سوال کننده کیست؟
  • چه زمانی باید انجام شود؟
  • چه منابعی مورد نیاز خواهد بود؟
  • منبع اقتدار در این مورد چه کسی است ، و آیا تأیید آن شخص یا گروه را دارید؟
  • مزایای احتمالی چیست؟
  • هزینه های آشکار و پنهان چیست؟

حتماً لیست خود را با سوال کننده به اشتراک بگذارید تا تأیید کنید که در با هم هم عقیده هستید. تصور کنید که اگر همتایان شما ببینند شما در حال ایجاد سابقه مورد تأیید متقابل برای موارد مورد نیاز خود هستید ، اعتماد به نفس خود را نسبت به وعده های شما بدست خواهند آورد و اینکه چقدر راحت تر قضاوت شما در مورد بله یا خیر را قبول می کنند.

بخش دوم: یک “نه گفتن” محکم و مستدل

یک نه گفتن که از روی تفکر بیان شده باشد ، و البته در زمان مناسب ، می تواند یک مزیت بزرگ باشد ، که باعث صرفه جویی در وقت و عدم ایجاد دردسر برای همه افراد جامعه شود.

 در مقابل یک نه گفتن بد ، که عجولانه تصمیم گرفته شده ، مشکلاتی را برای همه به ویژه شما ایجاد می کند. وقتی سوالات را به درستی ارزیابی نکرده اید ، یا وقتی به راحتی در خواستی را رد می کنید زیرا به خیلی چیزهای دیگر بله گفته اید و ظرفیت دیگری ندارید. نه گفتن های نابجا و بد معمولاً باعث می شوند که تجربیات معنی دار را از دست بدهید و احتمالاً بیش از حد تحت فشار قرار بگیرید و احساسات سختی را بر دو طرف ایجاد کنید.

یک نه گفتن خوب به طور کلی در مورد زمان و منطق است. شما باید به مواردی که مجاز نیستند ، قابل انجام نیستند و یا تعادل را بر هم می زنند نه بگویید. من اینها را “بدون دروازه” می نامم ، مفهومی که از یک تکنیک مدیریت پروژه به نام بازبینی مرحله به مرحله دریافت کردم ، که ابتکارات را به مراحل متفاوتی تقسیم می کند و سپس هر یک را به یک تصمیم “اجازه یا ممنوع” تبدیل می کند.

اولین دروازه آسانترین آن ها هم است. اگر رویه ها ، دستورالعمل ها یا مقرراتی وجود داشته باشد که شما را از انجام کاری منع می کند – یا کسی قبلاً اعلام کرده است که این دسته از کارها حداقل در حال حاضر برای شما ممنوع است – پس شما به راحتی جواب منفی می دهید و این یعنی نه گفتن.

چه می گویید؟ “من در اینجا اختیار ندارم. این درخواست خط مشی / قوانین را نقض می کند.

همراه کردن مردم در دروازه دوم نیز ساده است (حداقل برای بعضی اوقات). اگر درخواست عملی نیست ، شما برای نه گفتن به راحتی می گویید ، “من نمی توانم آن کار را انجام دهم” اگر فقط توانایی انجام آن را ندارید ، می گویید ، “متاسفم ، این خارج از مجموعه مهارت های من است. من حتی نزدیک هم نیستم. “

دروازه سوم پیچیده ترین هم است زیرا اینکه در ابتدا مشخص نیست که آیا این کار که شایسته انجام دادن است یا نه. در این مرحله شما باید در مورد احتمال موفقیت خود ، در مورد بازده بالقوه سرمایه گذاری و متناسب با اولویت های خود و سازمان خود قضاوت کنید. و گاهی پاسخ به درخواست “شاید” یا “هنوز نه” است.

بخش سوم: یک بله موثر در نه گفتن

هر نه گفتن خوب جایی برای یک بله بهتر فراهم می کند – یکی که ارزش می افزاید ، روابط ایجاد می کند و شهرت شما را افزایش می دهد.

بله بهتر چیست؟

با مأموریت ، ارزش ها ، اولویت ها ، قوانین اساسی و دستورالعمل های تبیین شده از بالا مطابقت دارد. این برای کاری است که می توانید به صورت ایده آل ، سریع ، و با اطمینان انجام دهید. به عبارت دیگر ، این یکی از تخصص های شما در نه گفتن را شامل می شود – یا فرصتی برای ساخت یک ویژگی جدید. به شما این امکان را می دهد که در زمان ، انرژی و منابع خود صرفه جویی کنید و در چیزی سرمایه گذاری کنید که احتمال موفقیت بالا و مزایای بالقوه قابل توجهی دارد.

کلید یک بله عالی ارتباط روشن و داشتن برنامه متمرکز برای اجرا است. ابتدا دقیقاً توضیح دهید که چرا بله می گویید: شما می توانید پروژه را غنی کنید ، می خواهید همکاری کنید ، مزایای آن را می بینید. سپس برنامه عملیاتی خود را مشخص کنید ، مخصوصاً برای تحقق هر هدف و چشم اندازی.

نتیجه گیری

اکثر مردم کارهای زیادی برای انجام و در مقابل زمان کمی دارند. بله گفتن به درخواست های رئیستان ، هم تیمی ها و دیگران می تواند احساس مهم بودن در شما ایجاد کند اما همچنین می تواند نسخه ای برای فرسودگی شغلی باشد.

تنها راه موفقیت پایدار این است که واقعاً در نه گفتن مهارت داشته باشید به گونه ای که باعث شود مردم احساس احترام کنند و فقط وقتی بله بگویید که استدلال شما صحیح است و شما یک برنامه مشخص برای بعد از آن دارید.

اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در email
Email

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا