چگونه می توانیم مصمم باشیم و به اهداف اصلی خود برسیم؟

چطور به اهداف اصلی برسیم

شما برای خود اهداف اصلی تعیین کرده اید. شما برای رسیدن به موفقیت بعدی خود هیجان زده، الهام گرفته و انگیزه دارید. همه چیز عالی پیش می رود، و شما در حال پیشرفت هستید. سپس، این اتفاق می افتد – بطور ناخود آگاهی، خود را درگیر کرده، متوقف می شوید. نمی توانید باور کنید که مدت کوتاهی پیش انگیزه های فراوانی برای انجام کار و رسیدن به هدفی که تعیین کرده بودید داشتید ولی اکنون دیگر به رسیدن به خواسته خود حتی فکر هم نمی کنید و به آن نزدیک هم نمی شوید. بله شما با “دیوار” برخورد کرده اید.

حال سوال اینجاست که وقتی به دیوار انگیزه برخورد کردید چگونه می توانید مصمم باشید؟

بطور معمول همه ما در مورد شروع یک پروژه یا هدف جدید احساس عالی و شعف انگیزی داریم. در آغاز، احساس می کنیم که انرژی و اشتیاق لازم برای بدست آوردن یا تحقق چیزی را که می خواهیم به آن برسیم، داریم. قدرت اراده همان چیزی است که بیشتر افراد برای شروع به آن اعتماد و اتکا می کنند. با این وجود، اراده کافی نیست. اراده عمری کوتاه دارد و به تنهایی نمی تواند تلاش لازم برای رسیدن به خط پایان را در مواقعی که مانع ایجاد می شود، حفظ کند. شما به یک استراتژی بهتر نیاز دارید.

در اینجا 3 کلید برای با انگیزه و مصمم بودن وجود درادو شما به کمک این ها می توانید از وقت خود به درستی استفاده کنید:

  • استراتژی اهداف S.M.A.R.T را تنظیم کنید.
  • “چرا” ی خود را تنظیم کیند.
  • برنامه و زمانبندی خود را تنظیم کنید.

کلید اول: تنظیم اهداف اصلی و S.M.A.R.T:

اهداف اصلی S.M.A.R.T اهداف مشخصی هستند که شما را به سمت موفقیت کلی سوق می دهند. برای موفقیت باید ابتدا از تنظیم صحیح هدف خود مطمئن شوید.

وقت بگذارید و اهدافتان را مکتوب کنید و آن ها را روی کاغذ بیاورید. این اولین قدم برای اطمینان از بالاترین شانس موفقیت است. مثل این است که آدرس صحیح را در GPS خود تنظیم کرده اید و حالا دیگر می توانید در مسیر رسیدن به هدف خود حرکت کنید.

اهداف اصلی S.M.A.R.T به اهدافی اشاره می کنند که ویژگی های زیر را دارا می باشند: مشخص (Specific)، قابل اندازه گیری (Measurable)، قابل دستیابی (Attainable)، مرتبط (Relevant) و زمان محور (Time-Centered)

مشخص (Specific):

هدف خود را با بیشترین جزئیات ممکن ترسیم کنید. با تمرکز بر پنج  (سوالاتی که در زبان انگلیسی با W آعاز می شوند)W  باید با دقت، وضوح و مشخصات خاص آن نوشته شود: چه کسی؟ چه چیزی؟ کجا؟ چه زمانی؟ چرا؟

باید در رابطه با هدف خود به سوال های بالا پاسخ مشخص و واضحی داشته باشید.

قابل اندازه گیری (Measurable):

معیارهای خاصی برای سنجش هدف خود تعیین کنید تا بتوانید پیشرفت خود را ردیابی کنید و انگیزه خود را حفظ کنید.

چگونه پیشرفت را اندازه می گیرم؟ چگونه می توانم بفهمم که وقتی هدفم محقق می شود؟

پاسخ به این سوالات به شما جزئیاتی در مورد چگونگی اندازه گیری پیشرفت می دهد و می بینید که همیشه در حال حرکت به جلو هستید.

قابل دستیابی (Attainable):

اطمینان حاصل کنید که هدف شما قابل دستیابی و واقع بینانه است. درست است که هدف باید به گونه ای باشد که برای رسیدن به آن تلاش بی وقفه ای صورت گیرد ولی همچنان باید در دسترس نیز باشد و رویاپردازانه و به دور از واقعیت نباشد.

مرتبط (Relevant):

هدفی را انتخاب کنید که تمایل داشته باشید و بتوانید زمان و تلاش مناسب را برای آن بگذارید.همچنین، این هدف باید چیزی باشد که در واقع برای شما و یا جمع (در ارتباط با اهداف اصلی و گروهی) مهم باشد.

آیا این به برنامه های کلی کوتاه مدت و بلند مدت من متصل است؟ آیا این هدف برای من و یا دیگران تغییر مثبتی ایجاد می کند؟ آیا این هدف با “چرا” یی و ارزشهای من مطابقت دارد؟

زمان محور (Time-Centered):

وظایف و جدول زمانی برنامه ریزی شده و قابل پیگیری داشته باشید. این باعث ایجاد انگیزه شده و شما را مسئول می داند و در عین حال به شما کمک می کند تا مصمم بمانید. همچنین، شما باید برای رسیدن به هدف خود یک بازه زمانی مشخص تعیین کنید.

چه زمانی این هدف محقق می شود؟ آیا من متعهد به سرمایه گذاری در زمان لازم هستم؟ از این سوالات استفاده کنید تا مطمئن شوید هر هدفی که تعیین می کنید یک هدف هوشمندانه است.

کلید دوم: چرای خود را بشناشید

جیم ران می گوید: “هرچه چقدر چرای شما بزرگتر باشد چگونگی انجام آن آسان تر خواهد بود.”

همه در اغلب اوقات و تقریبا می توان گفت در تمامی مواقع می دانند که چه کاری را دارند انجام می دهند. برخی می دانند که چگونه این کار را انجام می دهند ولی تعداد بسیار کمی از افراد در سازمان ها، در جهان و زندگی شخصی خود می دانند که چرا آنها این کار را انجام می دهند.

تعریف انسان ها از “چرا” “هدف یا علت، انگیزه واحدی برای انجام آن عمل است. دانستن “چرا” خود کلید ارتباط با مراکز انگیزشی عمیق مغز شما است که عمل را القا و توجیه می کنند. “چرا” ی شما باعث می شود شما با هدف خود ارتباط برقرار کنید. سپس “چرا” ی شما به هدفتان تبدیل می شود و این به شما کمک می کند تا مصمم باشید.

پس همواره این را که چرا شما دارید الان این کار را انجام می دهید از خود بپرسید و مطمین شوید که کاری که در حال انجام آن هستید در راستای رسیدن به اهداف اصلی بزرگتان است و همواره در مسیر رسیدن به آن ها قرار دارید و این کاری که در حال انجام آن هستید در تضاد با اهداف اصلی نمی باشد.

کلید سوم: همه چیز را برنامه ریزی و زمان بندی نمایید

اکنون که اهداف اصلی SMART خود را تعیین کردید و “چرا” ی خود را تعیین کردید، زمان آن فرا رسیده است که برای رسیدن به اهداف اصلی خود برنامه ریزی کنید. با اطمینان از قرار دادن وظایف خود در تقویم می توانید این کار را با موفقیت انجام دهید.

تقویم شما جایی است که با ارزش ترین دارایی خود – زمان – را به مهمترین اولویت های خود متعهد می کنید. اگر وظایف شما در تقویم شما قرار نداشته باشد و زمان مناسبی برای آنها در نظر نگرفته باشید، در دنیای بیش از حد شلوغ امروزی فرصتی برای انجام کارهایتان نخواهید داشت.

برنامه روزانه شما باید به عنوان یادآوری تصویری از کاری که در هر روز انجام می دهید، نوشته شود.

یک جمله قدیمی وجود دارد که می گوید من زندگی می کنم: “اگر در تقویم نباشد، درست مثل این است که اتفاق نیفتاده است.” با این طرز فکر زندگی کنید و در نظر داشته باشید که برنامه ریزی کلید باز کردن انگیزه و توان بالقوه شما و مصمم ماندن در مسیر رسیدن به اهداف اصلی است.

اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در email
Email

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا