آیا می دانید بهترین راه برای خواندن یک کتاب چیست؟

بهترین روش خواندن کتاب و خلاصه کتاب چیست

۱۴۰۰/۰۶/۰۲ 0 نظر

سوالی در اینجا وجود دارد که احتمالاً هرگز از ذهن شما عبور نمی کند: “بهترین راه برای خواندن کتاب چیست”؟

البته این منطق وجود دارد که اگر بتوانید کلمات را بخوانید و معانی موجود در پشت آنها را بفهمید، می توانید به راحتی یک کتاب را از ابتدا تا انتها هضم کنید. اما تکنیک خواندن شما ( نحوه پردازش اطلاعات در کتاب ها) تا حد زیادی می تواند بر عملکرد مغز شما و نحوه نزدیک شدن به موارد خاص در زندگی تأثیر بگذارد.

تکنیک های مختلف خواندن کتاب

بیل گیتس,خواندن کتاب,تکنیک های خواندن کتاب,کتاب,کتاب خوب

شما ممکن است یک مطالعه کننده سطحی باشید ، که سریعاً بین پاراگراف ها جابجا می شوید تا به نکته اصلی که کتاب به آن اشاره دارد دست پیدا کنید. شما ممکن است یک خواننده دقیق باشید ، با دقت همه کلمه ها را می خوانید و تا کامل آن ها را متوجه نشوید دست بردار نخواهید بود. شما حتی ممکن است انتخاب گر  فصل ها باشید و فقط به بخش هایی که برایتان جالب است پرش کنید و آن ها را بخوانید.

بیل گیتس وقتی کتاب می خواند بسیار هوشمندانه و متعهد به آن اهتمام می ورزد. او یکبار به مجله تایم گفت:

“من هرگز کتابی را در میانه راه رها نخوام کرد حتی اگر آن را دوست نداشته باشم. و هرچه بیشتر از یک کتاب خوشم نمی آید، زمان بیشتری برای نوشتن یادداشت های حاشیه ای در آن صرف می کنم، این بدان معنی است که من گاهی وقت بیشتری را صرف خواندن کتابی می کنم که نمی توانم تحملش کنم تا کتاب هایی که دوستشان دارم”.

درون ذهن یک نویسنده

درون ذهن یک نویسنده موقع نوشتن کتاب چه میگذرد

خواندن مانند نویسنده می تواند به تقویت مهارتهای شما در ارتباط و داستان پردازی کمک کند. مهم تر از همه، این می تواند به شما کمک کند تا فردی متقاعد کننده تر شوید، که این یک مهارت اساسی است در صورتی  که شما تلاش می کنید که او را متقاعد سازید که حق با شماست و این سبک از خواندن کتاب به شما کمک خواهد کرد تا ایده خود را مطرح کنید یا خود را برای شغلی که واقعاً می خواهید آماده نشان دهید.

هدف هر نویسنده این است که واقعاً شما را به ایده خود جلب کند – آنها می خواهند شما درگیر شوید، متعهد و متقاعد شوید که سخنان آنها ارزش خواندن دارد. نویسندگان داستان ، این کار را با ایجاد توطئه های جذاب و شخصیت های قابل اعتماد انجام می دهند. نویسندگان غیر داستانی این کار را با جمع آوری داده ها و حقایق و کنار هم قرار دادن آن به شیوه ای معتبر انجام می دهند.

نوشته و کتاب خوب با مغز شما چه می کند

نوشته خوب,کتاب خوب,ناثیر کتاب بر مغز,کتاب, کتابخوانی

بهترین نویسندگان می دانند که چگونه مفاهیم و اطلاعات خاص را به شکلی جمع کنند که بتوانند قسمتهای مختلف مغز خواننده را جذب کنند.

مطالعه ای که در سال 2006 منتشر شده است نشان می دهد که در همایشی در مجله علمی NeuroImage از شرکت کنندگان خواسته شده تا کلماتی که به نوعی با بوهای قوی در ارتباط هستند را همراه با کلمات خنثی بخوانند، در حالی که مغز آنها توسط یک دستگاه تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (FMRI) اسکن می شود.

هر وقت شرکت کنندگان کلماتی مانند “عطر” و “قهوه” را می خواندند ، قشر بویایی اصلی آنها (بخشی از مغز شما که “بو” را پردازش می کند) مانند جرقه های دستگاه FMRI روشن می شوند. کلماتی مانند “مخمل” قشر حسی (که “احساسات” را پردازش می کند) مغز را فعال می کند. محققان به این نتیجه رسیدند که در موارد خاص ، مغز نمی تواند تمایزی بین خواندن در مورد یک تجربه و مواجهه با آن در زندگی واقعی ایجاد کند.

نویسندگان خوب می دانند چگونه کلمات مناسب را انتخاب کنند.

نکته اصلی اینجاست که نویسندگان از کلماتی استفاده می کنند که عمیقاً با حس انسان گره خورده اند – کلماتی که کاملاً به معنای واقعی کلمه، در ذهن خواننده “زنده می شوند”. خواندن مانند یک نویسنده می تواند به شما در درک ابزارها و ذهنیت آنها کمک کند، و البته می تواند در موقعیت های واقعی زندگی، بدون توجه به زمینه کاری که در آن هستید، به نفع شما باشد.

روش های خواندن کتاب مانند یک نویسنده:

حداقل یکبار کل کتاب را بخوانید، حتی اگر آن را درک نمی کنید

بیشتر افراد هنگام مطالعه کتاب یک هدف را در ذهن دارند: جمع آوری هرچه بیشتر اطلاعات در کمترین زمان ممکن.

و با این حال، هنگامی که آنها کتابی را می خوانند، آنها اغلب شروع می کنند و متوقف می شوند، یا مفاهیم و کلمات خاصی را که نمی فهمند در گوگل جستجو می کنند. برخی از آنها در مفاهیم کتاب محاصره می شوند و در مطالعات و یا رویدادهایی که در کتاب به آنها اشاره شده است غرق می شوند یا به عقب باز می گردند و فصل ها را چندین بار بازخوانی می کنند تا اینکه “منظور آن را به درستی درک کنند”.

اما قدرت فوق العاده ای در درک نسبی (و نه بطور کامل) مفاهیم و ایده های پشت یک کتاب وجود دارد.

به عنوان مثال هدف من برای سال 2020 یادگیری نحوه خواندن ، نوشتن و صحبت کردن به زبان فرانسوی است. یکی از دوستان توصیه کرد که من با خواندن کتاب های کودکان به زبان فرانسوی شروع کنم. من نتوانستم 90 درصد کلمات را بفهمم ، اما هنوز درک کاملی از این ایده داشتم. (مسلماً ، تصاویر کمک کردند).

نکته اینجاست که لزومی ندارد که بطور کامل در ابتدا تمامی فصول  کتاب را با تسلط بخوانید.

درک مطلب و هدف کتاب بسیار مهمتر از خواندن دقیق و کلمه به کلمه آن می تواند باشد.

البته که باید کتاب را خواند و تمام کرد ولی درک مطلب و ایده آن مهمترین هدف از خواندن یک کتاب است.

خواندن کتابی که کاملاً نمی فهمید، بسیار ناامید کننده است. به جای اینکه از طریق دیکشنری و جستجو در گوگل در فهم تمام فصول اصرار بورزید، حداقل یک بار کتاب را از ابتدا تا پایان بخوانید تا پیام کلی را دریافت کنید. در این صورت فهمیدن کتاب با خواندن دوباره آن بسیار ساده تر خواهد بود.

به دنبال تاکتیک های ترغیب کننده نویسنده باشید

روزنامه نگار و نویسنده پرفروش، مالکوم گلادول (Malcom Gladwell) از تاکتیک های زیادی برای ترغیب خوانندگان خود استفاده می کند. در هر یک از کتاب های خود، هدف او این است که خوانندگان را به سه چیز اعتقاد داشته باشند:

  • ایده او معتبر است
  • او صلاحیت نوشتن درباره ایده را دارد
  • این ایده ارزش توجه دارد

گلادول خوانندگان را متقاعد می کند که کتاب های وی با ارائه استدلال های منطقی معتبر هستند. او خوانندگان را متقاعد می کند که او با ارائه تحقیق و پشتیبانی از کارشناسان صنعت، صلاحیت نوشتن ایده ها را دارد.

دفعه بعد که کتاب می خوانید ، به دنبال قسمت هایی باشید که باعث ایجاد هر یک از این سه تاکتیک اقناع در شما می شود و به این فکر کنید که چگونه می توانید آنها را در شرایط واقعی زندگی به کار گیرید.

به استعاره ها توجه کنید

دو جمله زیر را مقایسه کنید:

“صدای مخملی که از رادیو او پخش می شد.”

“صدای خوبی در رادیو او پخش شد.”

در ابتدا ، معنی این دو جمله ممکن است یکسان به نظر برسد ، اما مغز شما اینطور فکر نمی کند.

در سال 2012 محققان دانشگاه اموری (Emory University) کشف کردند که استعاره ها توانایی دستیابی به مناطق مختلف مغز را دارند. به عنوان مثال استعاره ای مانند “او دست های چرمی داشت” قشر حسی شرکت کنندگان را به فعالیت ترغیب  می کند، در حالی که چیزی مانند “او دارای دست های قوی بود” اصلاً هیچ کاری انجام نمی دهد.

درک کنید که چگونه استفاده از استعاره ها می تواند بر نحوه برقراری ارتباط با ما تأثیر بگذارد. بنابراین، در حال خواندن کتاب، تمام تلاش خود را برای مقایسه چگونگی استفاده نویسنده از کلمات و استعاره های خاص برای تأکید و تقویت ایده یا توضیحات، انجام دهید.

نظرات کاربران

کلیه حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به شاه کلید موفقیت می باشد. طراحی و توسعه توسط هایپر وب